تبليغاتX
انجماد انتظار

انجماد انتظار

صدای غریب

صدای اشک هایم را گوش کن
ببین چه غریبانه می سوزم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 18:39  توسط زهرا  | 

ید و بند

های خدایا در کدامین زمان مانده ای
که روح از جسمم سرکشی می کند
                      و این چنین طغیان می کند
کو آن رحم.....
شاخ و برگ هایم زدند
                 بگو تیشه از ریشه ام دور کنند
نفسی تازه کنیم شاید معجزه ای شد
روح مردههایت بازی کنان از من می گذرند
چنان و چنین کردی
                    که
                     مردن آرزوست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 8:45  توسط زهرا  | 

اشک آن شب لبخند عشقم بود

اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 19:27  توسط زهرا  | 

:-)

کاش می شد امید رسیدن به آرزوهایم را به قیمت خوشبختی افکار جدا از ذهنم بفروشم
تا طعمی از خوشبختیشان بچشم
بهای رسیدن به آرزوهایم سنگین است
امید رسیدن به آرزوهایم بیش از آن طمع خوش خوشبختیشان است

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 18:43  توسط زهرا  |